و بار دیگر ...
فرهنگ، عرصه ظهور انسان است. عرصهای که آدمی در آن ذاتیترین مختصات متعالی خود را به نمایش مینهد و نیروی بیبدیل وجود دیگرگون خویش را با قدرت تمام به رخ جهان میکشد. عرصه زیبایی ، حقیقت ، معنا ، هستی.
این مجال انسان اما ، امروز با تغییر زیربناهای اقتصادی و انسانی از مدار معمول چندین هزار ساله خویش خارج گشته و به جای بسط و گسترش تفاوتها و عمق بخشی به تاریخ هستی بشر ، تمام دستآورد ها را با سیلاب سهمگین همسانی به سود ((سرمایه داری هر دم گسترش یابنده)) میروبد و میکوبد و هم سطح میسازد.
ایران نیز به عنوان قطعهای از پازل هزار توی خاورمیانه – این کهن ترین زادگاه بشر و البته فرهنگ بشری- به هیچ روی از گزند این جریان سیال مدرنیزاسیون عالمگیر و نابودی ژرفا در امان نیست و شاید به دلیل موقعیت و غنای تاریخی این منطقه و برجستگی ویژهی آن بیش از هر نقطهی دیگری در ربع مسکون، تحت فشار تغییر قرار داشته باشد.
بسیاری در طول دهههای گذشته در ایران و سایر ملل منطقه کوشیدهاند تا راه حلی برای مقابله با این موج تازه بیابند، برخی راه را در تسلیم بیقید شرط یافتهاند ، دیگران به انتخاب و گزینش از میان مولفههای فرهنگ مهاجم حکم کردهاند ، آن دیگران با شعار بازگشت به ابتدا دست به اسلحهی خشونت بردهاند تا جهان را از هر مظهر تجدد پاک سازند و گروهی نیز البته ، کاسبکارانه به معامله ومعاشقه با مفاهیم مهاجم مشغولاند تا چه پیشآید و سود بیش آید.
اما تمام این پیش نهادهها ، در غفلتی شکل یافتهاند که دلیل شکست تمام آنها را در دل خویش جای داده است و آن ، خودجوشی فرهنگ و مسدود بودن هرگونه تغییرفرهنگی از بالاست...
باری ،
مؤسسهی فرهنگی باغ آینه با نگاه به تمام این نکات و البته تحدید آنها ، با طرحی نو پای به عرصه نهاده است تا با یاری حق , طرحی نو در میانهی این تکرار کهنه در اندازد . روال معمول مؤسسات فرهنگی ـ هنری آن است که با تکیه بر بزرگان خوش نام وشهیر ، و در آویختن به نام آنها ، فعالیتهای خویش را سامان بخشند. باغ آینه هرچند در این باب به هیچ رو خالی دست نیست اما بر اصلی دیگر شکل گرفته که آن نان خوردن از عمل خویش و به پیش رفتن به توان و تلاش است. باغ آینه میکوشد با تکیه بر نخبگان و عامه فرهنگ دوست و هنرپرور این شهر و با تلاش تک تک آنها به تغییر نگاه منفرد انسان ایرانی دست یابد و این تغییر - به یقیین - به تغییراتی عمده خواهد انجامید چرا که راه حل معضلات امروز بشر بی شک خواندن ، دانستن و اندیشیدن و اندیشیدن و اندیشیدن است. باغ آینه ساختاری از پیش مدون شده نیست ، باغ آینه طرحی جامع و بسته نیست ، باغ آینه بیش از آنکه مؤسسهای برنامه ریز باشد ، فضا است ، فضایی آزاد برای عمل تازه. فضایی برای هر فردی که طرحی در ذهن دارد و میکوشد تا به آن جامهی عمل بپوشد. طرحی که با کوشش انسان به رویش و جوشش او بینجامد و درخت معرفت را پرشکوفه سازد. علی حاتمیان